و من به یادت هستم ...
در آن سوی مهتاب در لای برگهای سفید درختان دوباره تو را دیدم که نشسته بودی بر موج و میآمدی برای بردنم چه احساسه خوبیست فکر کردن به تو غرق شدن در عشقت و مردن ودیگر زنده نشدن بی تو ذره ای امید نیست مهلتی برای بودن نیست! و اما شب شب راز بین ماست رازی که با تاریکی میآید و با نور میرود و تنها چیزی که می ماند قرار ماست هر شب در سکوت و خلوت من و تو فقط نگاه عظیم ترین حرف هستی نگاه رمز من و تو رمز عشق ما آه چه احساسه خوبیست نگاهت که مرا میسوزاند و خاکستر میکند و باد مرا به هوا میبرد و من ذره ذره به سوی تو پرواز میکنم ذره ذره و با تو یکی میشوم با تو عشق من رویای من حس خوبه من من از توام تنها از تو
| Design By : Night Skin |
